مفهوم تشکیک، بهعنوان یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی در اندیشه اسلامی، از منظر علامه طباطبایی، دریچهای نو به سوی فهم حقیقت وجود و مراتب آن میگشاید. این مقاله با هدف تبیین دیدگاه علامه در باب تشکیک وجود، روشی تحلیلی-تفسیری را در پیش گرفته و با استناد به آثار اصلی ایشان، از جمله بدایة الحکمة و نهایة الحکمة، به بررسی این مفهوم میپردازد. پژوهش حاضر نشان میدهد که علامه تشکیک را نهتنها بهعنوان یک اصل فلسفی، بلکه بهمثابه پلی میان فقه، اصول و فلسفه اسلامی مطرح میکند، که با تبیین مراتب وجود، امکان فهم عمیقتری از احکام شرعی و مبانی معرفتی فراهم میآورد. یافتههای این تحقیق بر نوآوری علامه در تقریر تشکیک و ارتباط آن با فقه تأکید دارد، بهگونهای که این مفهوم بهعنوان چارچوبی برای تحلیل احکام شرعی در منابع فقهی نیز کاربرد دارد