<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آفاق حکمت</title>
    <link>https://www.afaq-hekmat.ir/</link>
    <description>آفاق حکمت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی توصیفی سیر اندیشه‌ی برهانی از ارسطو تا علامه‌طباطبایی</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215295.html</link>
      <description>ارسطو اوّلین کسی بود که یافته‌های پراکنده‌ی گذشتگان در باب منطق را جمع‌آوری کرده و تنظیم نمود. با این‌همه تلاش‌های او در مقایسه با دستاوردهای ابن‌سینا ناچیز است. ابن‌سینا با حذف مطالب اضافی از یک‌سو، تنظیم و اصلاح چینش مطالب از سوی دیگر و تولید مطالب جدید، تاریخ منطق را به قبل و بعد از خود تقسیم نمود. پس از ابن‌سینا، مرحوم آیت‌الله مظفر با تکیه بر آراء صدرالمتألهین، به‌تکمیل و تتمیم نظام‌واره‌ای پرداخت که ابن‌سینا بنا نهاده بود. او با افزودن بحث تقسیم به منطق، یکی از خلل‌های جدّی بحث منطقی در سازمان فکری گذشتگان را برطرف نمود. سرانجام علامه‌طباطبایی با ایجاد تغییرات اساسی و بنیادین، وجود علمی به نام منطق‌-آنچنان که از سابق مدنظر بود- را انکار کرده و بحث از بخش عمده‌ی مباحث طرح شده در منطق را در دایره‌ی فلسفه و صرفاً بحث از برهان را در دایره‌ی مباحث منطقی قلمداد کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اشکالات آیت الله مصباح (ره) بر‌ دیدگاه علامه طباطبایی (ره) در باب رابطه قوه و ماده</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215431.html</link>
      <description>قوه، ماده، هیولی، فعلیت و امکان استعدادی، از جمله مفاهیم فلسفی هستند که سرنوشتشان به هم گره خورده است. تعقل، اثبات و ثبوت هر یک از این مفاهیم، به نحوی در گرو تعقل و تفسیر هم‌خانواده‌های دیگرش است. به علاوه، اگر بخواهیم برای اثبات قوه، همانند علامه طباطبایی از قاعده معروف "کل حادث زمانی مسبوق بقوه الوجود" استفاده کنیم، باید رابطه امکان ذاتی و امکان استعدادی را تبیین و تأثیر امکان ذاتی بر برهان بوعلی را روشن کنیم. این مفاهیم در سه منزل "اقسام جوهر و اثبات ماده به عنوان جوهر"، " علت مادی" و "اثبات قوه" مورد بحث و نقاش قرار گرفته است که در هر منزل آثار خاص خود را در پی داشته است. در این مقاله، با تمرکز بر منزل اول و سوم، به تشریح دیدگاه علامه طباطبایی و سپس تبیین و بررسی اشکالات آیت الله مصباح بر ایشان پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی جایگاه مسئله اصالة الوجود در روش تبویب مسائل فلسفه اسلامی</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215296.html</link>
      <description>در این مقاله به بررسی جایگاه مسئله اصالة الوجود در تبویب مسائل فلسفه اسلامی پرداخته می&amp;amp;shy;شود. بحث از جایگاه و مرتبه یک مسئله علمی در آن علم از جهت تبویب مسائل آن علم، از زمان&amp;amp;shy;های گذشته مورد اعتنای علمای هر علمی بوده است. اگرچه برای تمام مسائل هر علم بحث مستقل این چنینی صورت نگرفته باشد اما علمای علوم مختلف در تبویب و چینش مسائل به جایگاه مسئله توجه می&amp;amp;shy;کردند. این امر در علم فلسفه نیز مورد توجه قرار گرفته است و شاید اهمیت آن در علم فلسفه از علوم دیگر بیشتر باشد و همان گونه که بحث از جایگاه یک مسئله در علم فلسفه از بحث از جایگاه یک مسئله در علوم دیگر مهم تر است، بحث از جایگاه مسئله اصالة وجود اگر مهم تر از بحث از جایگاه مسائل دیگر فلسفی نباشد، یکی از مهم ترین آن&amp;amp;shy;ها می&amp;amp;shy;باشد. با توجه به جست و جوی انجام شده در برخی منابع معتبر، ظاهراً تاکنون چنین عنوانی در قالب مقاله یا پایان نامه&amp;amp;shy;ای رسمی مورد بحث قرار نگرفته است. سوالی که در این مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت این است که جایگاه مسئله اصالة الوجود در تبویب مسائل فلسفه اسلامی از منظر متفکر شهید آیت الله مطهری(ره) چیست؟ ایشان در یکی از بیانات خود تمام مقدماتی که برای مسئله اصالة وجود بیان می&amp;amp;shy;شود را نفی کرده و آن را در حقیقت اولین مسئله فلسفی می&amp;amp;shy;دانند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی غایت در افعال الهی با تکیه بر اندیشه‌های علامه طباطبایی (ره)</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215429.html</link>
      <description>تحقیق حاضر سعی دارد دیدگاه‌های کلامی و فلسفی راجع به غایت داشتن افعال الهی را به‌صورت اجمالی مورد بحث و بررسی قرار داده، آن‌ها را نقد کند و درنهایت از میان این آراء، نظر دقیق‌تر و بهتر را گزینش کند. بدون شک بحث غایتمندی افعال الهی یکی از مسائل مهم در معرفت خداوند متعال است. دراین‌باره میان متکلمین و فلاسفه اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. گروهی از متکلمین اسلامی غایت داشتن افعال الهی را به جهت لزوم نقص در واجب تعالی انکار کرده‌اند در مقابل محققان علم کلام، افعال الهی را دارای غرض و غایت دانسته و دلایل فراوان عقلی و نقلی برای مدعای خویش اقامه کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد سخن نهایی را دراین‌باره حکمای اسلامی گفته‌اند. از منظر فلاسفه اسلامی خداوند واجب‌الوجود، کمال محض و فیاض علی الاطلاق است و غایت زائد بر ذات ندارد، اما مقتضای فیاضیت او آفرینش جهان و مخلوقات است. علامه طباطبایی (ره) بر مبنای اصول حکمت متعالیه علاوه بر اینکه غایتمندی افعال الهی را به اثبات می‌رساند می‌گوید غایت افعال الهی چیزی غیر از ذات بسیط او نیست و نظر کسانی که غایت را از افعال الهی نفی می‌کنند مردود می‌داند. ایشان همچنین معتقد است که جهان هستی غایت بالعرض افعال خداوند است و علم به نظام خیر را غایت فاعلیت او می‌داند. بر مبنای اندیشه‌های علامه طباطبایی (ره) خداوند که علت نخستین و وجود مستقل است غایت همه غایات است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه‌ی تطبیقی برهان صدیقین، براساس اندیشه‌های بوعلی‌سینا و صدرالمتألهین</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215426.html</link>
      <description>اثبات واجب الوجود و چگونگی شناخت او، از اهم مسائل علم فلسفه است از همین رو براهین متعددی ارائه شده، از جمله آنها می‌توان به برهان حرکت، برهان حدوث، برهان نظم و... اشاره کرد، که از مهمترین آنها برهان صدیقین است. در این برهان هیچ یک از مخلوقات واسطه اثبات وجود خداوند قرار نگرفته‌اند بلکه از طریق شناخت وجود، به واجب رسیده‌ می‌شود. برهان صدیقین اولین‌بار توسط شیخ الرئیس مطرح شد و پس از او فلاسفه بسیاری به آن پرداختند و هر یک تلاش کردند تا بهترین تقریر را ارایه دهند؛ از برجسته ترین این تقریرات، تقریر صدرالمتألهین است. این مقاله ضمن تبیین تقریرات شیخ الرئیس و صدرالمتألهین به بیان اشکالات وارد بر آنها می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تأثیر ادلّه‌ی إثبات تشکیک بر مراتب طولی و عرضیِ آن، در کلام علامه‌طباطبائیّ(ره) و آیت الله مصباح(ره)</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_215428.html</link>
      <description>یکی از مسائلی که از دیرباز میان متفکرین جهان مطرح بوده است، بحث وحدت و کثرت موجودات هستی می&amp;amp;shy;باشد؛ و از مترقّی ترین نظرات در این زمینه، نظریه&amp;amp;shy; تشکیکِ حقیقت وجود است که یک چیز را عامل وحدت و کثرت موجودات می&amp;amp;shy;داند. البته دو برهان مختلف برای همین نظریه اقامه شده است که از علامه طباطبائی بعنوان قائل به برهان اول، و از آیت الله مصباح به عنوان تنها قائلِ دومین برهان، در این پژوهش استفاده شده است؛ این تفاوت در اثبات نظریه&amp;amp;shy; تشکیک، افزون بر اختلاف نتیجه در تعیین مراتب طولی و عرضی، سبب فروق بسیاری در ابحاث آتیه&amp;amp;shy; فلسفه می&amp;amp;shy;باشد که سبب فزونیِ&amp;amp;nbsp; بیش از پیش اهمیت تعیین قول صواب می&amp;amp;shy;گردد. از همین روی می&amp;amp;shy;بایست بهترین تبیین و اثبات از نظریه&amp;amp;shy; وحدت درعین کثرت هستی را معین نمود که در نتیجه&amp;amp;shy; آن مراتب مختلف تشکیک، و بالتبَع سایر مباحث حکمی، تعیینِ تکلیف &amp;amp;shy;گردد. در نوشتار پیش رو تلاش شد تا ضمن ارائه جامع و مستند ادله&amp;amp;shy; هر یک از طرفین، داوریِ دقیقی میان آن&amp;amp;shy;ها صورت گیرد و نتایج روشنی به&amp;amp;shy;دست آید؛ از جمله اینکه تشکیک در جمیع مراتب وجودی جریان داشته و می&amp;amp;shy;توان از استدلال علامه به&amp;amp;shy;عنوان یکی از بهترین براهینِ این مبحث یاد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تشکیک از منظر علامه طباطبایی</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_223068.html</link>
      <description>م ی ،ک هب ناونع ی ک ی نب زا ی دا ی رت ی ن فسلف ثحابم ی دنا رد ی هش مالسا ی ، رظنم زا همالعابطابط یی ، رد ی هچ ا ی وس هب ون ی قح مهف ی تق م نآ بتارم و دوجو ی اشگ ی د ا . ی ن بت فده اب هلاقم یی ن د ی هاگد کشت باب رد همالع ی ک شور ،دوجو ی لحت ی ل ی-سفت ی ر ی پ رد ار ی ش تسا اب و هتفرگ آ هب دان راث لصا ی ا ی ،ناش ادب هلمج زا ی ة اهن و ةمکحلا ی ة سررب هب ،ةمکحلا ی ا ی ن م موهفم ی دزادرپ اح شهوژپ . رضم ناشن ی دهد کشت همالع هک ی ک هن ار هب اهنت ناونع ی ک فسلف لصا ی ، هب هکلب لپ هباثم ی م ی نا لوصا ،هقفا هفسلف و مالس ی م حرطم ی ،دنک بت اب هک یی ن مع مهف ناکما ،دوجو بتارم ی ق رت ی عرش ماکحا زا ی ونابم ی تفرعم ی م مهارف ی دروآ . ی هتفا اه ی ا ی ن قحت ی ق روآون رب ی رقت رد همالع ی ر کشت ی ک و نآ طابتراکأت هقف اب ی د هب ،دراد هنوگ ا ی ا هک ی ن هب موهفم بوچراچ ناونع ی ارب ی لحت ی ل عرش ماکحا ی د عبانم رهقف ی ن</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین رابطه مکتب اصولی مرحوم آخوند با فلسفه</title>
      <link>https://www.afaq-hekmat.ir/article_223069.html</link>
      <description>ا ی ن ور اب هلاقم ی درک ی قحت ی ق ی-لحت ی ل ی بت هب یی ن لوصا بتکم هطبار ی سارخ دنوخآ موحرم نا ی ابم هفسلف ی دزادرپ لصا هلئسم . ی اسانش ،شهوژپ یی قالت طاقن ی ثأت و ی تار ف لوصا لباقتم ش هق ی ع ی ردماظن اب دنوخآ بتکم بوچراچ اه ی فسلف ی ، هب و ی هژ مالسا هفسلف ی ، بت ،شهوژپ فده .تسا ی ی ن آون هنارو ا ی ن شور رظنم زا هطبار سانش ی لالدتسا ی د تفرعم لماکت رد نآ شقن و ی ن ی شور .تسا قحت ی ق نتبم ی لحت رب ی ل لوصا نوتم ی فسلف و ی هقف ربتعم عبانم هب دانتسا اب ی و فسلف ی .تسا ی هتفا اه م ناشن ی دهد لوصا بتکم هک ی اب دنوخآ هرهب گ ی ر ی اهرازبا زا ی فسلف ی ، هب و ی هژ الدتسا قطنم ل ی ، ش هقف تسا هتسناوت ی هع حطس هب ار ی رظن ماجسنا و تقد زا ی پ هک دناسرب ی ش رت د رتمک ی هد هدشا .دوب ی ن ارب شهوژپ ی لوا ی ن م ناشن راب ی دهد دنوخآ لوصا هنوگچ هک ی ، هب لپ ناونع ی م ی نا ف و هقرعتزاب هب ،هفسلف ی ف شور اه ی داهتجا ی ت</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
