اسلام به عنوان زندهترین مکتب فکری و عملی الهی، شامل بخشهای گوناگونی میشود. معارف اسلامی را می توان به دو پارهی شناختها و قوانین تقسیم کرد. اندیشمندان اسلامی توحید را به عنوان یک اصل در حوزهی شناختها معرفی می کنند، یعنی تمام ارزش مسئلهی توحید برای یک مسلمان این است که آن را بداند. اما وقتی به سیر تطور اسلام شناسی متفکران دینی از دیرباز تاکنون (یعنی عصر انقلاب اسلامی) نگاه میکنیم، می توانیم این ادعا را مطرح کنیم که مسئلهی توحید از جایگاه اولیهای که متفکرین اسلامی می پنداشتند، ارتقاء یافته و نقشی نوین و متفاوت در مجموعهی نظام اندیشهی اسلامی پیدا کرده است. لب کلام این که مسئلهی توحید در منظومهی فکری مرحوم امام خمینی(ره) و مرحوم علامه طباطبایی(ره) از یک مسئلهی خرد و در حاشیه قرار گرفته، به یک مسئلهی کلان و بنیادین تغییر کرده است. بنابراین می توان برای توحید سیری از مراتب رشد این مسئله در تفکرات اسلامی بیان کرد. نوشتهی حاضر درصدد ترسیم سیر نامبرده از آغاز تا امروز است.