حکیمان و منطقدانان، همواره بحث از موضوع و عوارضذاتی را به انگیزهی طبقهبندی علوم مطرح کرده و برای جلوگیری از درهم آمیزی علوم، مسئلهی موضوع و عوارضذاتی را پیش میکشیدند. برخلاف این رویکرد دیرینه، علامهطباطبایی بحث از عوارضذاتی را خاصیّت علومحقیقی عنوان کردهاند که از آن گریزی نیست، چه بحث طبقهبندی علوم در میان باشد و چه نباشد. به علاوه، از آن رو که برهان مبتنی بر چهار شرط ضرورت، دوام، کلیّت و ذاتیبودن است، پس همواره عارضذاتی مساوی با موضوع علم میباشد. این رویکرد سبب شده است که نظریهی علامهطباطبایی در این باب به «ملاکمساوات» شهرت یابد. آیتاللهجوادیآملی به عنوان یکی از اصلیترین منتقدین این نظریهی اعتقاد دارند که این ملاک نه تنها توانایی دربرگرفتن تمامی مصادیق عرضذاتی را ندارد (و جامع نیست) بلکه حتی موجب وارد شدن مصادیق اعراضغریب، ذیل عنوان عرضذاتی نیز میشود (ومانع نیست). با این حال به نظر میرسد که نقد و ابرامهای ایشان وارد نبوده و «معیارمساوات» هم جامع افراد و هم مانع اغیار است.